خرید بک لینک

رها ازبندهرچه تاریکی
به خورشید آغوش تو
پناهنده می شوم
رها ازقفس غمهای تکراری
کنار تو غرق اقیانوس خنده می شوم
مرا رهانکن ای شمس آرامش
که بی تو زندگی ام
کاغذی در باد است!

✍️ جمیله_ عجم

برچسب: نویسنده: ترانه اکبری‌پور تاريخ: يکشنبه 21 مرداد 1403 ساعت: 15:44

وچه خوش خیال بود
شاعری که میگفت
(بنی آدم اعضای یکدیگرند!)
اینجا فرزندان حوا
پیکرانسانیت را می درند
وسرمست ازهنرنمایی خود
بی خیال به تماشای
مرگ زندگی می نشینند!


✍️ جمیله_ عجم

برچسب: نویسنده: ترانه اکبری‌پور تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 12:55

کجا می پلکی بارانبیا و براکو را دوبارهبا نگاهی غرق زیبایی وبرکت کنبیاباران ودریاشوکه ازحجم عطشآتش گرفته قلب این آبادیبیابارانکه شاعرهمپریشان می شود وقتیکه قهراست آسمان وقصدخندیدن ندارد!✍️ جمیله عجم

برچسب: نویسنده: ترانه اکبری‌پور تاريخ: جمعه 5 مرداد 1403 ساعت: 4:44

باران ببارکه این کوه دلش بدجور شورمی زندبرای شقایقهای تشنهبرای لاله ها ی رنگ پریدهزانوی غم بغل گرفته تیرماهیشبیه مادرکه نگران شکوفه های قشنگ گیلاس استباران ببارکه این دشتدلواپس ریواس ها شدهشبیه پدرکه می ترسد ازمرگ ناگهانی گندمزار!باران ببارچقدرنازمی کنیمگر قاصدکها برایتخبرنیاورده اندازداغ کوچه باغهای ناامیداز درد کشنده ی صحرابباروبنوازموسیقی زیبای حیات راتا پونه ها جشن تولد بگیرندوچشمه هاترانه بخوانندبرای گنجشکها!تادوباره لبخندبزنداین رودخشکیدهکه گم کرده آوازشادش راو کفترچاهی ها برقصندبرفراز دشت زیبای هلالی!وبپیچد فریاد شادمانیدردیار همیشه جاودان دوازده رخ!✍️ جمیله عجم

برچسب: نویسنده: ترانه اکبری‌پور تاريخ: جمعه 5 مرداد 1403 ساعت: 4:44

نان دلم راسالها خوردم، الهی شکرحتی اگرگاهی کم آوردم الهی شکرمانندباران بی کلک باریدم اما خودمثل گلی آهسته پژمردم الهی شکرحتی اگررنجاندنم اصلا ملالی نیستتنهاشدم هرلحظه افسردم الهی شکرباکی ندارم ازحدیث کوچه ی شیطانباحرفشان کردند اگرخردم ،الهی شکرجنس دلم ناب است وکم پیدا دراین عالمدنیا اگر گاهی هم آزردم، الهی شکرروشن مسیرم بود ومقصد آسمان اماهردم به سنگی تازه برخوردم، الهی شکرهرجاکه لنگیدم خدا پشت وپناهم بوددربازی احساس من بردم ،الهی شکر!

برچسب: نویسنده: ترانه اکبری‌پور تاريخ: جمعه 5 مرداد 1403 ساعت: 4:44

صفحه بندی